And I Let It All Go.

گذشتن و رفتنِ پیوسته.

And I Let It All Go.

گذشتن و رفتنِ پیوسته.

چهارشنبه, ۲۸ شهریور ۱۳۹۷، ۰۱:۴۱ ق.ظ

31: از تمومِ دلتنگی‌ها و وابستگی‌ها.

عادت کردم بهت. عادت کردم به این لیت نایت کانورسیشنا و این حرفایِ ساعت دو و سه‌یِ نصفه شبی که تمومی ندارن. عادت کردم که امشب خوابم نمی‌بره. عادت کردم به آهنگایی که می‌فرستی برام. به لحنِ همیشه خونسردت. عادت کردم بهت و خب فکر نکنم این چیزِ خوبی باشه. چیزِ خوبی نیست که امشب که نیستی، من هنوز بیدارم و دارم دنبالت می‌گردم بینِ نبودنت. چیزِ خوبی نیست که وقتایی که نیستی اینجوری از تهِ دل و واقعی دلتنگت می‌شم. یه جوری که حس می‌کنم هیچ‌وقت اونجوری دل تنگِ هیچکی نشده بودم و نمی‌شم. چیزِ خوبی نیست که داری بخشایی از خودمو نشونم می‌دی که فراموششون کرده بودم. ولی می‌دونی چیه؟ با همه‌ی اینا و تفاوتا، هو کرز که ما چقدر فرق داریم باهم و چقدر همه‌چیز اونجوری نیست که باید باشه؟ مهم اینه که من می‌تونم نان‌استاپ کلی ساعت برات درموردِ همه‌چی حرف بزنم و تو می‌تونی خسته نشی. می‌تونی گوش کنی. می‌تونی بفهمی و خب این از همه‌چی مهم تره. همه چی.

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۷/۰۶/۲۸
می سا

نظرات  (۳)

عادت کردنِ من تبدیل شد به عشق و اون فرار کرد :)
پاسخ:
شاید منم از همین بترسم. از همین فرار کردنه. :))
میدونی.....یه وقتایی بین شلوغیا ، رفتن ها و اومدن ها تو تنها می ایستی و تنهایی رو از هر زمانی بیشتر حس میکنی.......
پاسخ:
و سختترین قسمتش اینه که یهو می‌فهمی همه‌ی اون شلوغیایی که برای خودم ساختی سراب بودن. هیچکدوم وجود نداشتن. فقط یه قسمت از تنهاییت بوده که هی داشته رشد می‌کرده و رشد می‌کرده.
تنهایی ادما هر روز دارع بیشتر میشع.....شاید این تنها چیزی باشع ک ما توش تنها نیسدیم :))
پاسخ:
شاید. :))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی