And I Let It All Go.

گذشتن و رفتنِ پیوسته.

And I Let It All Go.

گذشتن و رفتنِ پیوسته.

میدونین‌ چرخه ی تناوب چیه؟ من توش گیر کردم. حتی اگه این من، واقعا من نباشه.

گیر کرده وسط بحران ۱۷ سالگی. معلق وسطِ هیچی. درگیر چرخه‌ی تناوب. بی‌مرز. همیشه ناتمام. در حال سقوط. رها. رها کردن. رفتن و گذشتنِ پیوسته.