And I Let It All Go.

گذشتن و رفتنِ پیوسته.

And I Let It All Go.

گذشتن و رفتنِ پیوسته.

چهارشنبه, ۱۱ مهر ۱۳۹۷، ۰۴:۱۹ ق.ظ

32: حتی کوچیکتر از انگشت کوچیکه‌ی پا ولی همیشه.

ناراحت بودن شدن مث یه عضوِ بدنم. انگشت کوچیکه‌یِ پا مثلا. براش مهم نیست که من بدونم اونجاست یا نه، مهم نیست که من حواسم بهش هست یا نه، مهم نیست که چقد برای موقع هایی که خودشو الکی می‌زنه به در و دیوار بهش بدوبیراه می‌گم.‌ اون همیشه اونجاست. سرجاش. بعضی وقتا هم خودشو می‌زنه به یه جایی که من حواسم باشه که اون اونجاست. شاید واقعا ناراحتی نباشه. شاید بی حس بودن باشه. یا هرچیز دیگه‌ای. شاید ناراحتم که خیلی چیزا رو احساس نمی‌کنم. خیلی چیزا برام فرقی ندارن. شایدم نمی‌دونم. ولی خب تنها چیزی که می‌دونم اینه که اون همیشه اونجاست. اونجاست و من گاهی وقتا که مهربون می‌شم باهاش بزرگترین لطفم بهش می‌تونه لاک قرمزم باشه براش. بزرگترین لطفم می‌تونه به ناراحتیم بغل کردنش باشه. پوشیدنش و بیرون رفتن باهاش. اهمیت دادن بهش. اونقدر که دیگه خودشو به جایی نزنه. اونقدری که دیگه جفتمون بدونیم اون اونجاست. همونجایی که همیشه باید باشه. حتی اگه جفتمون خودمونو یادمون بره.

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۷/۰۷/۱۱
می سا

نظرات  (۸)

من با افسردگی اینجوری دست و پنجه نرم میکنم :/
پاسخ:
ما هممون جنگجوییم. جنگجوهایی که داریم سعی می‌کنیم خودمونو دربرابر افسردگی و ناراحتی زنده نگه داریم.
بعضی چیزا بیش از منطقین......انقد ک باعث میشن هیچ حرفی نتونی بزنی.......این از اونا بود.......بیش از حد منطقی !!
پاسخ:
:))
هی.....ی کلمه بگو ک قشنگ باشه.....ینی......3 روزه برای ی کاری باید ی اسم انتخاب کنم......نمیتونم......اسمش میتونه خارجی باشع.......

پ.ن: چ*خل خودتی!
واقعن چیزی ب ذهنم نمیاد -_-
پاسخ:
نمی‌دونم. سخت شده که. منم چیزی به ذهنم نمی‌رسه. 
.....امیدوارم ک نراحت نشده باشی ی کامنت بی ربط گذاشتم.....میتونم ی چیزایی مث اون بگم ،نه؟؟!!
پاسخ:
نه بابا. راحت باش. حرف زدن باهاتو دوست دارم. حالا هرحرفی باشه.
باشع.....

ینی....اصن سختش نکن ....ی کار هنریه....باید ی بسته بندی و اسم برای ی برند از عطر انتخاب کنیم.....همین!!
پاسخ:
چیزی به ذهنم نمی‌رسه. یعنی می‌دونی؟ من تو این قضیه‌ی اسم گذاشتن و اینا خنگ‌ترینم. :)))))
عارع منم.....تو حتا یادت میاد توی کتاب هدیه اسمان 3 سال پیشت برای ایمان چی نوشته ولی ی اسم ب ذهنت نمیرسه....دقیقن منم هفته ی پیش 1 و نیم صرف این کردم ک ی اسم پیدا کنم......-_-

میدونی......یکی از لذت بخش ترین لحظه ها تو مدرست زنگ تفریحاییه ک با دوست صمیمیت میری ی جایی و تنها ی هندزفری میزارین و اهنگ گوش میدین......اینا جزو خاطراتین ک باری همیشه میمونن.....

پارسال ی اهنگ ایرانی و چند تا خارجی گوش دادیم.....برای اولین بار از ی اهنگ ایرانی انقد خوشم اومد.....بهت پیشنهاد میکنم گوش بدی : بزن باران از ایهام

شاید گوش دادع باشی......ولی واقعن ی جوریه.....ادم فقط دلش میخاد بشینه گریه کنه!!
خب.......خیلی مسخرس ...!!این همه برای ی نفذ تایپ میکنم ولی حتا اسمشو نمیدونم!!

خب.....حدقل اسمتو بگو!!

......من نوا م ......15 سالمه .....کلاس نهمم.....تو؟؟؟
امروز ب دوستم گفدم ی وب پیدا کردم ک خیلی خوبه کلی متن خیلی قشنگ توشه......خلوت و ب ادم ارامش میده......حدقل باعث میشه وقتی میری تو گوگل کلی در انتظار ی مطلب ک سرچ کنی نمونی......

خاسدم بهش ادرس وبتو بدم.....ولی....میدونی......بهم نگو خودخواه ولی واقعا دلم میخاس ی جا پیدا کنم ک فقط توش خودم حرف بزنم.....انقد ک خسته بشم ک بازم بیام درباره احساساتم بگم........ پ.ن: البته شاید واقعا هیچ وقت این اتفاق نیفته :))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی